خرید بک لینک

سنگ خواب

این رخ در سنگ فرو رفته است نه مجسمه است نه نقش کلاهی دارد از سنگ کوه و لبی سرخ از شرابی که سنگ نخورد نگاهش دو چشمه‌ی تاریک است که آب ندارند آب را به یاد می‌آورند در این چارچوب فلزی زندانی نیست قاب آینه است که هر که درش بنگرد چهره‌اش را نمی‌بیند سنگ را می‌بیند و سنگ، چهره‌اش را این سایه‌بان سنگی سایه ندارد تنها سایه‌اش نگاه است و نگاه در این دشت خاکستر تنها آتشی است که نمی‌سوزد و نمی‌میرد و نمی‌گذارد کسی بمیرد یا بسوزد یا بخندد

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:32

سریال «سبز، سفید، سرخ» از چند جهت دچار ضعف‌های بنیادین است. فیلم‌نامه‌اش تا جایی که پیش می‌رود، از شخصیت‌پردازی صحیح و عمیق فاصله می‌گیرد و به جای تکیه بر لایه‌های درونی کاراکترها، به شعارزدگی روی می‌آورد. سطحی‌نگری در نگاه به محور و دیالوگ‌های کلیشه‌ای و بی‌عمق، فضای اثر را تهی از اصالت کرده است. در کنار اینها، بازی‌ها نیز اغلب اغراق‌آمیز و کاریکاتوری از کار درآمده‌اند که خود عاملی برای غیرقابل‌تحمل شدن سریال است.حتی در زمینه ایجاد تعلیق و بهره‌گیری از فضای ملتهب سیاسی-اجتماعی، اثر ناتوان است و

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:32

دستانم غرقه‌اند در کاری که نمی‌دانم چیست چشمانم اما از این غرق‌شدن خالی‌اند مهتاب بی‌آنکه بداند سایه‌ای بر ما می‌اندازد ما هم بی‌آنکه بدانیم سایه‌ای بر خود می‌اندازیم این چرخشِ حیرانگی تکرارِ همان دیوار است که هر روز با پیشانی‌مان اندازه می‌گیریم تقصیر؟ کم‌کاریِ ما؟ یا کوتاه‌بینیِ چشم‌هایمان؟ صبر فقط صبر که شاید به کامِ نیک برسد نه اینجا کاری نیست جز بودن در میانِ این همه هیچ

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:32

صفحه بندی